زندگى شيرين - تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 4:06
تا حالا شده بشينين به اتفاقات نامعمول و ناخوشايند تو يه روز زندگيتون كه سلسله وار پيش مياد قاه قاه بخنديد؟به يه جايى ميرسى كه اصلا خنده ات ميگيره و خودتو تو يه سريال طنز تصور ميكنى كه گذاشتنت اون وسط معركه! وقتى دارى با صداى بلند ميخندى يعنى دارى از روى ديگه ى سكه به ماجرا نگاه ميكنى! امتحان كنيد . ...
براى او كه هميشه عاشقانه دوستش داشتم - تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 4:06
الان ديگه فكر كنم همه چيو ميدونى آرزو دارم ديگه سلامت و در آرامش باشى از همين الان دلم برات تنگه و جات حسابى خاليه كاش زمان بيشترى باهم ميمونديم اما به خدا مى سپارمت و... به دل دوست دارمت
از چی بگم - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 10:52
    تو حداقل نیازامون موندیم یا بهتره بگم مثل خر تو گل گیر کردیم و عادت کردیم فکر کردیم باید اینطوری باشه!    
خدايا مرسى - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 10:52
هرچى سن ميره بالاتر حس ميكنى وقتت رو نبايد هدر بدى هنوزم دلت ميخواد روياپردازى كنى اما تا مياى شروع كنى تو دلت ميگى نه ديگه تو الان بايد واقعيات رو ببينى ديگه به داشته هات قانع ميشى و دست و پا نميزنى واسه آرزوهات ديگه ميترسى ريسك كنى محتاط ميشى دهه ى بيست زندگى واسه بال زدن و نترسيدنه يا بال ميزنى و...
خشت اول گر نهد معمار كج تا ثريا مى رود ديوار كج - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 10:52
زندگى خانواده اى كه از اول منسجم نباشه ،نابسامانه. كاريشم نميشه كرد. مادر پدرى كه بهم محبت ندارن بچه ها ميرن دنبال محبت جاهاى ديگه. عاقل بودن رو از كجا بايد ياد بگيرن؟! تا جايى كه يادمه هميشه داشتن يه خانواده كه زندگى نرمال داشته باشن آرزوم بود از وقتى به دنيا اومدم همش دعوا بود تو خونمون منم يا تو ...
بهشت همين نزديكى هاست - تاریخ: 1396/8/15 ساعت: 15:23
چشمهاتو يه لحظه ببند دنيا رو تصور كن يه لحظه همه هياهو مى خوابه و سكوت و صلح همه جارو فرا مى گيره هر كسى تو سرزمين مادرى خودش داره تلاش مى كنه مهربانى و عشق بين همه جاريست هر سرزمينى داره زيباييهاشو به سايرين نشون ميده و مى درخشه همه از يه رفاه نسبى برخوردارند و هيچكس طمع نداره دنيا همينجا بهشته
بهشت همين نزديكى هاست - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 18:53
چشمهاتو يه لحظه ببند دنيا رو تصور كن يه لحظه همه هياهو مى خوابه و سكوت و صلح همه جارو فرا مى گيره هر كسى تو سرزمين كادرى خودش داره تلاش مى كنه مهربانى و عشق بين همه جاريست هر سرزمينى داره زيباييهاشو به سايرين نشون ميده و مى درخشه همه از يه رفاه نسبى برخوردارند و هيچكس طمع نداره دنيا همينجا بهشته
نوشتن رو از من نگیرید - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:26
وقتی اینترنت راه افتاد و اولین بار باهاش سرک کشیدم تو دنیا. بچه بودم یادم نیست دقیقا چند سالم بود ولی اینو میدونم که بچه بودم! اون موقع ذوق مرگ بودم با همبازی دوره بچه گیام که میتونیم با آدمای جدید اونور دنیا ارتباط برقرار کنیم. البته فکر کنم فقط ما نبودیم که ذوق زده بودیم همه دنیا بودن. اینقدر دورم...
رویا تنها بخش واقعی زندگی منه - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:26
جلوی تلویزیون با تلنگر پدرم که میگه دخترم چرا بغض کردی به خودم میام و بغض تو گلومو فرو میدم تو و خدارو شکر که زمستونه و سرما خوردگی هم باب ، فینمو بالا میکشم! نه من خوبم! خب دارم یه فیلم غمناک نگاه میکنم طنز نیست که!... حرفای تو سرم مثل وصیت نامه هست! چرا دیگه وصیت نامه! من که خیلی وقته مردم! ... مر...
از چی بگم - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:26
تو حداقل نیازامون موندیم یا بهتره بگم مثل خر تو گل گیر کردیم و عادت کردیم فکر کردیم باید اینطوری باشه!
خیلی چیزا دست خودت نیست - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:26
تو هیر و ویر و شلوغی سر میچرخونی یه دفعه میبینی یه چیزایی واقعا دست خودت نبوده بسکه تو مشکلات روانی و خرافات بقیه غرق بودی زندگی تو هم به گل نشسته یا کلا مسیرش عوض شده اینقدر خسته ای که حال جسارتم دیگه نداری نه میتونی ببری نه میتونی ببافیش به هم! بعضی آرزوها رو باید رو کولت بذاری و به دوش بکشی نه می...
من هنوز همان زن پيرم - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:26
خيلى وقته گذشته اماهيچى تغيير نكرد هيچى. خيلى عوض شدم و به آرزوهام نرسيدم. يه زن تنها با چشماى بى روح كه يه زمانى عاشق عشق بود و روح زندگى. اما الان خودش هست و خدا. همه يا روحشو تيكه پاره كردن يا زياد بهش دقت نكردن. يه شاگرد خوب كه الان هيچى هست. خسته شده از دنيا اما آدمى هم نيست كه بخواد تمومش كنه....
يه روياى زنانه - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:26
از نوجوانى تو روياهام بود معشوق شاعرى برام شعر مينوشت و من تو ابرا پرواز مى كردم تا زد و با يه شاعر آشنا شدم اونموقع فكر مى كردم عاشقش شدم شايدم عاشق شدم آره عاشق شدم تا زمانى كه فهميدم اون گوشواره هايى كه در به در دنبالش ميگرده واسه تولد يه دختر و من كلى ذوق كرده بودم مربوط به من نميشه آره... ازون ...
خدايا مرسى - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:26
هرچى سن ميره بالاتر حس ميكنى وقتت رو نبايد هدر بدى هنوزم دلت ميخواد روياپردازى كنى اما تا مياى شروع كنى تو دلت ميگى نه ديگه تو الان بايد واقعيات رو ببينى ديگه به داشته هات قانع ميشى و دست و پا نميزنى واسه آرزوهات ديگه ميترسى ريسك كنى محتاط ميشى دهه ى بيست زندگى واسه بال زدن و نترسيدنه يا بال ميزنى و...
خشت اول گر نهد معمار كج تا ثريا مى رود ديوار كج - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:26
زندگى خانواده اى كه از اول منسجم نباشه ،نابسامانه. كاريشم نميشه كرد. مادر پدرى كه بهم محبت ندارن بچه ها ميرن دنبال محبت جاهاى ديگه. عاقل بودن رو از كجا بايد ياد بگيرن؟! تا جايى كه يادمه هميشه داشتن يه خانواده كه زندگى نرمال داشته باشن آرزوم بود از وقتى به دنيا اومدم همش دعوا بود تو خونمون منم يا تو ...
تنهايى - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:26
كانتكت هاتو چند بار چك ميكنى و هيچكس رو پيدا نميكنى باهاش حرف بزنى و بازم پناه ميارى اينجا اوج تنهايى يعنى اين
دل بسپار يا به معشوق يا به معشوق - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:26
يه جاهايى يه چند مدتى ميجنگى و فكر ميكنى ديگه كافيه و از دست ميدى الانه كه فكر ميكنى اگه ادامه ميدادى بدست مى آوردى ... شايدم اينطور نمى شد خلاصه اينكه گذشته گذشت وقتى رفت ديگه نميتونى دستشو بزور بگيرى و برگردونى حتى خونه ى قديميت با گلاى شمعدونى رو هم اگه درشو قفل كردى رفتى و دلت نمياد بفروشيش نگهش...